غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )

137

مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )

زمام فرمانفرمائى كرمان به دست آورد . و [ قتلغ ] تركان در ايام دولت ، لواى عدالت برافراشت و بقاع خير مانند مدرسه و خانقاه و مساجد تعمير نمود و مستقلات و مزارع بر اين بقاع وقف فرمود . و چون روزگار ناسازگار ، لباس حكومت از آن عورت خيرهء عادله انتزاع نمود حجاج سلطان بن قطب الدين محمد و سيورغتمش سلطان بن قطب الدين محمد بعد از يكديگر افسر حكومت بر سر نهادند . صفوة الدين پادشاه خاتون ملك را از برادر خود سيورغتمش بگرفت و روزى چند ، برادر را مقيد ساخته بالاخره به قتل رسانيد . و پادشاه خاتون به حسن طبع و جودت ذهن و وفور فراست و كياست اتصاف داشت . اين قطعه از نتايج افكار اوست : درون پردهء عصمت كه تكيه‌گاه من است * مسافران هواى را گذر به دشوارى است هميشه باد سر زن به زير مقنعه‌اى * كه تاروپود وى از عصمت و نكوكارى است و اين رباعى نيز از جملهء منظومات او است : بر لعل كه ديد هرگز از مشك رقم * يا غاليه بر نوش كجا كرد ستم جانا اثر خال سيه بر لب تو * تاريكى و آب زندگانى است به هم و ايضا از رباعيات او است : زان پيش كه در ازل نشانش كردند * آسايش جان عاشقانش كردند دعوى لب نگار مىكرد نبات * در مصر سه چوب در دهانش كردند « 1 » و چون آفتاب اقبال پادشاه خاتون در مغرب فنا متوارى شد ، محمد شاه سلطان بن حجاج سلطان پاى بر مسند سلطنت نهاد . و در زمان پادشاهى او مولانا صدر الدين خوافى كه به شرف منصب وزارت مشرف بود در كرمان مدرسه‌اى رفيع و خانقاهى منيع احداث نمود . پس از فوت محمد شاه ، حسن شاه بن حجاج سلطان و قطب الدين شاه جهان بن حجاج سلطان هر يكى بعد از ديگرى افسر سرورى بر سر نهادند و بعد از شاه جهان هيچكس از آن طايفه پادشاه جهانيان نشد .

--> ( 1 ) . در مج ندارد و در تاريخ گزيده با كمى اختلاف آمده .